ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

325

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) پيش ياران خود آمد و گفت : بر كارى كه امروز كرده‌ام فتوى دهيد . گفتند : اى امير مؤمنان آن كار چه بوده است ؟ گفت : يكى از كنيزانم را ديدم كه از او خوشم آمد و با او همبستر شدم ، و روزه داشتم . [ 1 ] مردم اين كار را بر وى گران شمردند ، امّا علىّ ( ع ) ساكت بود . پس عمر گفت : اى پسر ابو طالب تو چه مىگويى ؟ فرمود : كار حلالى كرده‌اى و يك روز ديگر به جاى امروز روزه مىگيرى . عمر گفت : تو به فتوى ، بهترينى . عبيد اللّه بن عمر قواريرىّ از مؤمّل بن اسماعيل ، از سفيان بن عيينة ، از يحيى ابن سعيد ، از سعيد بن مسيّب نقل مىكند كه مىگفته است * عمر همواره به خدا پناه مىبرد از مشكلى كه علىّ ( ع ) در آن حضور نداشته باشد . يعلى بن عبيد و عبد اللّه بن نمير از اعمش ، از حبيب بن ابو ثابت ، از سعيد بن جبير ، از ابن عبّاس نقل مىكنند كه مىگفته است * عمر بر ما خطبه خواند و ضمن آن گفت : علىّ ( ع ) داناترين ماست به قضاوت و ابىّ آگاه‌ترين ماست به قرائت . البته ما برخى از چيزهايى را كه ابىّ مىگويد رها مىكنيم . او مىگويد شنيدم : پيامبر ( ص ) چنين مىفرمود . ولى گفتار رسول خدا ( ص ) را در سخن ابىّ كه شاهدى از قرآن داشته باشد ، رها نمىكنيم . وهب بن جرير بن حازم از شعبة ، از حبيب بن شهيد ، از ابن ابى مليكة ، از ابن عبّاس نقل مىكرد كه مىگفته است * عمر مىگفت : على ( ع ) داناترين ماست به قضاوت و ابىّ آگاه ترين ماست به قرائت ابو نعيم فضل بن دكين از اسرائيل ، از سماك ، از عكرمة ، از ابن عبّاس نقل مىكند كه مىگفته است * عمر مىگفت : على ( ع ) داناترين ماست به قضاوت و ابىّ آگاه‌ترين ماست به قرائت . ولى از بسيارى از قرائات ابىّ روى مىگردانيم . عبد اللّه بن نمير از اسماعيل ، از سعيد بن جبير نقل مىكند كه مىگفته است * عمر مىگفت : علىّ ( ع ) داناترين ماست به قضاوت و ابىّ آگاه‌ترين ماست به قرائت . محمد بن عبيد طنافسىّ از عبد الملك ، از عطاء نقل مىكند كه مىگفته است * عمر همواره مىگفت : قاضىترين ما به قضاوت علىّ است ، و قارىترين ما به قرآن ابى است .

--> [ 1 ] . منظور از روزهء مستحب است . - م .